در قرون وسطی ، مردم از خداوند نه تنها انتظار مراقبت داشتند ، بلکه داوری را نیز به او وا می گذاشتند . در نتیجه موارد مشکل حقوقی توسط دادگاه های مقدس یا با احکام الهی داوری می شدند : این داوری ،به استثنای موارد اندک عبارت از دوئل بود که نه تنها در میان شهسواران ،بلکه در میان مردم عادی نیز انجام می شد .
همچنین هر حکم دادگاه ممکن بود به دوئل که مرجعی بالاتر، یعنی به منزله ی حکم الهی بود ،ارجاع داده شود . به این طریق در واقع نیروی بدنی وچابکی ، یعنی طبیعت حیوانی به جای عقل بر کرسی قضاوت نشانده می شد و به حق بودن یا به نا حق بودن آنچه کسی می کرد تعیین کننده نبود . که این درست طبق اصل آبروی شهسواری می باشد .
حکمت زندگی ـ شوپنهاورـ ترجمه محمد مبشری
یه نکته : آبروی شهسواری با آبروی شهروندی (شرافتمندانه ) متفاوته ، شوپنهاور برای آبروی شهسواری 6 اصل متذکر شده .که در 6 اصل زورو مشت حرف ِ اول ومی زنه .
و اینکه داوری الهی به نوعی منشا دوئل محسوب می شه .
گفتاورد هم در مورد داوری ایزدی مطلب نوشته که الان دیدم .