جمعه ۶ نوامبر ۲۰۰۹

.


« اشک  به پهنای صورت »درست همین بود .با دستمال کاغذی ِ مچاله که نم ِ اشک بود و یک هق هق که بند نمی آمد ، دختر گیر آن لحظه هایی افتاد ه بود که چشم ها از ناچاری ابر بهار می شوند ، دست ها ! تنها توانایی  موجودشان می رود به فشردن دستمال کاغذی ِِ خیس .
«حالا چه کار کنم؟ هان؟»
پسر ِ عصبی ، مرتب تکرار می کرد : بس می کنی یا نه؟ زشته ..زشت ؟!

دختر، زیر میز با هق هق ای که دست از سرش بر نمی دارد و یک دستمال خیس  ِ اشک
نه
بند نمیآید


آذر86 ـ  هفت تیر



سه‌شنبه ۳ نوامبر ۲۰۰۹

.


در قرون وسطی ، مردم از خداوند نه تنها انتظار مراقبت داشتند ، بلکه داوری را نیز به او وا می گذاشتند . در نتیجه موارد مشکل حقوقی توسط دادگاه های مقدس یا با احکام الهی داوری می شدند : این داوری ،به استثنای موارد اندک عبارت از دوئل بود که نه تنها در میان شهسواران ،بلکه در میان مردم عادی نیز انجام می شد .
همچنین هر حکم دادگاه ممکن بود به دوئل که مرجعی بالاتر، یعنی به منزله ی حکم الهی بود ،ارجاع داده شود . به این طریق در واقع نیروی بدنی وچابکی ، یعنی طبیعت حیوانی به جای عقل بر کرسی قضاوت نشانده می شد و به حق بودن یا به نا حق بودن آنچه کسی می کرد تعیین کننده نبود . که این درست طبق اصل آبروی شهسواری می باشد .


حکمت زندگی  ـ  شوپنهاورـ ترجمه محمد مبشری




یه نکته : آبروی شهسواری با آبروی شهروندی (شرافتمندانه ) متفاوته ، شوپنهاور برای آبروی شهسواری 6 اصل متذکر شده .که در 6 اصل زورو مشت  حرف ِ اول ومی زنه .
و اینکه داوری الهی به نوعی منشا دوئل محسوب می شه .

گفتاورد هم در مورد داوری ایزدی مطلب نوشته که الان دیدم .






شنبه ۳۱ اکتبر ۲۰۰۹

*


فکر کردم که این زن ِ مستاصل خواب ها خودم باید باشد . با دستانی افتاده از دو طرف در خیا بانی خیس . خالی از رهگذر و ناچاری  ...









چهارشنبه ۲۸ اکتبر ۲۰۰۹

.


و...
"از مصيبت های يک ايرانی يکی هم وقتی بروز می کند که چند مهمان به منزلش دعوت کند . متوجه
نشديد؟ برای آن که ميزبان کوشش می کند بمراتب بيش از مصرف نفراتی که دعوت کرده است خوراک بپزد
ومهمان می کوشد هر چه کم تر و مؤدبانه تر  !! تر غذا بخورد . اينست که " تورم خوراک" حاصل می شود
وميزبان ناگزير است چند وعده با فن شريف "بيات خواری " يا " ته مانده خواری " سر کند ."

بهمن فرسی ـ زیردندان سگ




یکشنبه ۲۵ اکتبر ۲۰۰۹